عاشق تنها(saeid)
راههاي اذيت كردن دوست دخترها. پسرا اينا رو حفظ كنيد و در مواقع نياز به كار ببنديد.
.....................
18 دی 1389برچسب:, :: 18:23 :: نويسنده : سعید فاتحی یه دختر خوب هیچ وقت زودتر از اینكه از شیر بگیرنش عاشق نمی شه. یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت تو حموم نمی مونه. یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی كنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا كل كل كنه. یه دختر خوب توی روی مامانش وا نمیسته و به خاطر قراری كه داره ( سركاره) 100000 تا دروغ نمی گه. یه دختر خوب از مثلا 6 ساعت وقت كلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه. یه دختر خوب یواشكی دست تو جیب باباش نمی كنه.
یه دختر خوب با همسایشون كه خوشگل تره لج نمی شه. یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش باباشو انقدر تو خرج نمی اندازه. یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمی دونه مجبور نیست كه واسه كلاسش اونا رو گوش بده. یه دختر خوب توی قرار با پسر كلاس زوركی نمی آد و بابای كارمند بیچاره اش رو مدیر عامل یا رئیس قلمداد نمی كنه. یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی كنه. یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می تركید، 100000 تا عیب و ایراد روی پسره نمی ذاره. یه دختر خوب شب زود نمی خوابه كه صبح زود بیدار شه كه بتونه خودشو صافكاری و نقاشی كنه. یه دختر خوب برای اینكه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمی كنه.( صغرا=هانی - كبری=شانی ) یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته كه ؟ نه؟ یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر كسی كه روش كلید كرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده كه بابا تند تر برو! یه دختر خوب عكس های پسر خوشگلا مثل حمید گودرزی، شادمهر عقیلی و نخ سوزن محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی زنه. یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی نداره از همسایه هاش قرض نمی كنه. امضا: اتحادیه «همینه كه هست» یا « حقیقت تلخ» است · · · · دخترای خوب و...اصلا نگران نباشید!!!بعدا به طور مفصل حال پسرا رو می گیریم...البته پسرا هم ذوق نکنن..از قدیم گفتن پایان شب سپید و سفید سیاهه!!! این دخیا اگه خوشگل باشن میگن این چه جیگریه. اگه زشت باشن میگن کی اینو بگیره. اگه تپل باشن میگن این چه گوشتیه. اگه لاغر باشن میگن مردنیه. اگه مودبانه صحبت کنندمیگن چه لفظ و قلم. اگه رک و راست باشن میگن چه بی حیاست"خودم و ایهام". اگه بخوان یه خرده فکر کنند میگن چه ناز می کنه. اگه سریع جواب بدن میگن چه حاضر جوابه. اگه تند راه برند میگن داره میره سر قرار. اگه آروم راه برند میگن دختره اومده بیرون چرخ بزنه ول بگرده. حرف می زنه.bfاگه با موبایلش صحبت کنه میگن حتما داره با اگه خاستگارش رد کنه میگن حتما یکی زیر سر داره. اگه حرف شوهر پیش بکشه میگن دختره سرسفید چشم و گوشش می جنبه. اگه به خودش برسه میگن دلش شوهر می خواد. اگه()()()()()()که بمیره خوبه؟؟؟؟
18 دی 1389برچسب:, :: 18:18 :: نويسنده : سعید فاتحی پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟ دختر: سلام. خواهش می کنم ؟ asl plz پسر: بله. شما چی؟ازدواج کردین؟
18 دی 1389برچسب:, :: 18:17 :: نويسنده : سعید فاتحی دید مجنون دختری مست و ملنگ می روم من هم پی ( كیسی ) دگر · ·
18 دی 1389برچسب:, :: 18:16 :: نويسنده : سعید فاتحی دختر ترشیده هاش جوجه کوچولوهاش جوش موشی هاش دختر سیبلو هاش توپ بسکت بالی هاش قد کوتله هاش دماغ کوفته ای هاش اس و پاس هاش و اون دخترای که سرشون بو باقالی میده........ چطورین بی شوهری و بی دوست پسری و کلا بدون جنس مذکر در چه حالاین ....خماری نه؟ بی خیال همین سختی هاست که دخترا رو می سازه و گرنه اگه قرار بود هر دختری یک دوست پسر داشته باشه که این دنیا واسه دخترا می شد بهشت نه زمین حالا برین تو خماری چه اشکالی داره یه شاعر خیلی با حال و اهل دلی میگه: من که از گل بهترم پسرم من پسرم تو که خار هرگلی دختری تو دختری . به به لذتی بردیم عجب شعری عجب با مثما دمت جلیزو ولیز شاعر جان بعد از این حرفا میریسم به بحث داغ امروز که مربوط میشه به ویزگی های دخترای دانشجو این شما و این دخترای دانشجو ويژگي هاي کلي: اين دختران از آن دسته دختراني هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه اي به اسم پسر غريبه هستند و تنها وسيله نقليه اي که سوار شده اند اتوبوس مي باشد.از نظر شکل ظاهري بيشتر شبيه مردان غيرتمند و با خدا هستند!!! خصوصيات دانشجويان دختر: ترم ۲:فقط براي عمليات قضاي حاجت به WC مي روند.طولاني ترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه تا خانه مي باشد.به پسران همکلاسي به چشم خواستگار نگاه مي کنند.تمام کتب ترم اول را مي خرند و با دقت جلد ميگيرند.سوژه خنده دانشجويان ترم بالايي هستند. وقتي به آنها سلام ميکنيد به چشم يک مزاحم خياباني به شما نگاه ميکنند!(بي جنبن ديگه!!!) در فاصله بين کلاسها نان و پنير دستپخت مادر را ميل ميکنند تا انرژي بگيرند!
ترم ۴: با واژه BF آشنا ميشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نيستند.ابروها نازک ميشودو سيبيل ناپديد!در ساعت هاي استراحت بين کلاسها و حتي وسط کلاس ها به WC ميروند!!!هميشه در دانشگاه از قسمتهاي "پر پسر" عبور ميکنند.شروع ميکنند به پرسيدن آدرس از پسراي خوش تيپ دانشگاه!(نکته:اگر ديديد که جلوي در آموزش يه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسيد پس:۱ - دختره ترم ۴ درس ميخونه.۲-شما خوشتيپيد!.۳ – يالا مخشو بزن ديگه چلمن!) ترم ۵:يکي از اين موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست مي آورند اما چون تازه کار هستند بامبول هاي زيادي سرشان پياده ميشود!اصلاً سر کلاسها نمي روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند ديگه احدي را تحويل نميگيرند و درست مثل ترم يک ميشوند( چون اين دفعه فکر ميکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده اين پسره افتاده تو بغل اينا! =آخر بي جنبگي)کوتاهترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه به کافي شاپ و سپس خانه ميباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره اي باقي مانده است!(اينجاست که ميگن مردونگي مرده!!!) به دليل افزايش آرايشات روي صورتشون اضافه وزن مي آورند و براي جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم ميکنند!يک ميز اختصاصي براي خودشان و BF شان در تريا دانشکده رزرو است!تابلو ميشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک مي شناسند.سند کميته انضباطي را به نامشان ميکنند! ترم ۶: خيلي تابلو ميشوند!عاشق ميشوند! مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند!مشروط ميشوند!!! ترم ۷: به طرز وحشتناکي تابلو ميشوند! در عشق شکست ميخورند!مشروط ميشوند! ترم ۸: دوباره آدم ميشوند.ديگر تابلو نيستند چون جوانان مستعد ديگري جاي آنها را ميگيرند(من لذت مي برم ميبينم اين جوونا.......!)جاي جاي دانشگاه برايشان خاطره انگيز است.مثل بچه آدم اين ترم درس ميخوانند فارغ ميشوند.در به در دنبال شوهر ميگردند.به نگهبان جلوي در دانشگاه هم پا مي دهند.به اولين پيشنهاد جواب مثبت ميدهند و از چاله به چاه مي افتند!!!
18 دی 1389برچسب:, :: 18:14 :: نويسنده : سعید فاتحی
ای کاش بودی تا میدیدی عضلات پاپیلاری دریچه ی میترال و تریکوسپید قلبم آنقدر از برایت منقبض شدند که سرانجام دچار Failour گشت!!!بنگر که چگونه قلبم را با انفوزین دکستروز ۵۰ ٪ زنده نگه داشته ام!!ای کاش زودتر بیایی و این آنژیوکت فراق را از شریان کرونر قلبم Dis کنی!!! (...) جان از آن روزی که عدسی چشمانم به سمت عنبیه ی چشمان تو تحدب یافت تا به امروز که این نامه را برایت Order می کنم،لحظه ای خواب به چشمانم راه نیافته است.... بیا و بنگر که حتی لحظه ای غدد لاکریمال پلک فوقانی ام از فعالیت باز نایستاده اند و در فراقت چشمانم دچار Lacrimation شده اند!!! هر گاه به یاد روز های زیبایی که با هم بودیم می افتم،قلبم دچار تاکی کاردی و نفسهایم دچار تاکی پنه میشود..... Love من به یاد آر شب هایی را که برای قلب خسته ام آنکال بودی و با Order تلفنی ات CPR اش می نمودی!!! بیا و بار دیگر مرا بروفن و ناپروکسن باش!!!بیا که در فراقت محتاج سیتالوپرام و SSRI ها شده ام!!!!! از همان روز اول که رگ چشمانم به رگ چشمانت آناستوموز یافت،از آن روز به بعد بود که خودم را در بیمارستان تخصصی قلب یافتم که در انتظار عمل پیوند قلب تو در بخش (عاشقان۱) بستری شده ام....... Love من ای کاش می دانستم که در کدام بخش این جهان پذیرش شده ای تا با آمبولانس به آنجا می شتافتم و برگه ی ترخیصت را امضا می نمودم!!!!اما افسوس که عضلات چهار سر رانم از بس به دنبالت منقبض منبسط شدند از رمق افتادند و یون کلسیم موجود در شبکه سارکوپلاسمیشان دگر آزاد نمی شود!!! (...) جان نمی دانم که آیا تو هنوزa به یاد من هستی یا خیر!؟! اما این را بدان که من همچنان آن عکس رادیولوژی یی را که با هم انداختیم زیر نور فلوروسنت نگاه میکنم و به یادت اشک می ریزم!! هر لحظه که آهیانه مغزم (GA (General Appearance ی تو را به یادم می آورد غدد فوق کلیه ام به ترشح واداشته می شوند و وجودم سراسر آدرنالین میشود!!!! سخن کوتاه کنم و سرت را بیش از این دچار میگرن نکنم، (...) جان قسم به آنژیوکت و هر آنچه کاتتر می شود، قسم به نیدل تیزی که از وسط قلب عاشقم گذشته است، و قسم به استیجر و انترن و اکسترن و اینترنی که در آرزوی رزیدنتی ست.... که در تمام عمرم، پس بیا و هر چه سریعتر V/S ام را بگیر که عن قریب است در فراق عشق تو DC شوم......
18 دی 1389برچسب:, :: 18:12 :: نويسنده : سعید فاتحی
شما در طول عمرتان فقط یکبار میتوانید از این محل دیدن کنید اینجا شش طبقه است و ارزش محصولات هر طبقه بالایی بیشتر از طبقه پائینی است شما میتوانید فقط یک محصول از یکی از طبقات انتخاب کنید و یا به طبقه بالایی بروید شما نمیتوانید به طبقات پایینی برگردید ولی میتوانید از هر طبقه که خواستید از فروشگاه خارج شوید ____________________________________ خانمی را که تازه وارد فرشگاه شده در نظر گرفته و با او همراه میشویم . او به طبقه اول میرود که در تابلو ورودی آنجا نوشته:این مردن دارای شغل ثابت هستند. .مردان بنظرش جالب میایند ولی تصمیم میگیرد طبقه بالا را هم ببیند اینجا نوشته این مردان دارای شغل ثابت هستند و بچهها را دوست دارند با خودش میگه خیلی خوبه ولی من بیشتر میخوام و به طبقه سوم میره اینجا نوشته شده این مردان شغل ثابت دارند و بچهها را دوست دارند و بسیار خوش قیافه هستند نگاهی به مردان میندازه میگه وای خدای من ولی احساس میکنه که باید بره طبقه بالاتر که آنجا نوشته: این مردان شغل ثابت دارند بسیار خوش تیپ و قیافه هستند عاشق بچهها هستند و به کار های خانه علاقمندند خانم اینجا رو هم میبینه و میگه واااای خدای من کمک کن دیگه نمیتونم خودمو نگهدارم ولی ناخود آگاه میره طبقه پنجم که اینجا نوشته: این مردان شغل ثابت دارند عاشق بچهها هستند فوق آلعاده خوش بر و رو هستند شدیدا به کارهای خانه علاقمندند و مردانی رمانتیک میباشند دیگه آنچنان وسوسه شده که نمیتونه صرف نظر کنه ولی باز ناخود آگاه میره طبقه ششم که اینجا روی یک تابلوی دیجیتال نوشته شما بازدید کننده شماره ۳۱۴۵۶۰۱۲از این طبقه هستید اینجا هیچ مردی وجود ندارد این طبقه فقط برای این است که ثابت کنیم که زنها را بهیچ وجه نمیتوان راضی نمود از بازدیدتان از فروشگاه شوهر سپاسگزاریم
18 دی 1389برچسب:, :: 18:9 :: نويسنده : سعید فاتحی زماني که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گهگاهي غذاي ساده صبحانه را براي شب هم آماده کند. يک شب را خوب يادم مانده که مادرم پس از گذراندن يک روز سخت و طولاني در سر کار، شام ساده اي مانند صبحانه تهيه کرده بود. آن شب پس از زمان زيادي، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ، سوسيس و بيسکويت هاي بسيار سوخته، جلوي پدرم گذاشت. يادم مي آيد منتظر شدم ببينم آيا او هم متوجه سوختگي بيسکويتها شده است!
ولی کاري که پدرم انجام داد اين بود که دستش را به طرف بيسکويت دراز کرد، لبخندي به مادرم زد و از من پرسيد که روزم در مدرسه چطور بود. خاطرم نيست که آن شب چه جوابي به پدرم دادم، اما کاملاً يادم هست که او را تماشا مي کردم که داشت کره و ژله روي آن بيسکويتهاي سوخته مي ماليد و لقمه لقمه آنها را مي خورد.
18 دی 1389برچسب:, :: 18:6 :: نويسنده : سعید فاتحی >>>>>>>>>. کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، فيلسوف است. شما کدومید؟
18 دی 1389برچسب:, :: 18:1 :: نويسنده : سعید فاتحی فلسفهی فحش خیلی پیچیده است چه بسا فحشهایی که هر کس میده بیانگر شخصیت و درون او باشد . اما از اونجا که فحش در بین دانشجویان امروزهی ما جایگاه بسیار ویژهای دارد بنده شما رو با تعدادی از اونها آشناتون می کنم که از شهرت ویژه ای برخوردارند : دانشجوی دانشگاه تهران : دانشجوی هنر : دانشجوی الهیات : دانشجوی زبان خارجی : دانشجوی دختر
18 دی 1389برچسب:, :: 17:55 :: نويسنده : سعید فاتحی آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها دوست دارم نويسندگان |
||
![]() |